ابن البلخي

51

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )

جمله در پارس يابند [ 1 ] ، چنانك به عهد حجّاج بن يوسف [ 2 ] ، يكى را از حكماء عرب آنجا فرستاد تا احوال آن ولايت بداند و معلوم گرداند ، چون حكيم به نزديك حجّاج باز رسيد ، در جملهء صفات پارس كى ذكر « 1 » مىكرد گفت : جبال و رجال و فيها من كلّ بلد بلد . يعنى : كوهها است و مردانند و مانند هر شهرى كى در جهان است ، آنجا شهرى هست . و هميشه مردم پارس را « احرار الفارس » « 2 » نوشتندى ، يعنى آزادگان پارس و پيغمبر - عليه السّلام - گفته است : انّ للّه خيرتين من خلقه ، من العرب قريش و من العجم [ 3 ] فارس ، يعنى كى : خدا را ، دو گروه گزين‌اند از جملهء خلق او ، از عرب قريش و از عجم پارس و پارسيان را قريش العجم گويند ، يعنى در عجم ، شرف ايشان همچنان است كى شرف قريش در ميان عرب و على بن الحسين را - كرّم اللّه وجهه [ 4 ] - كى معروف است به زين العابدين ، ابن الخيرتين ، گويند يعنى پسر دو گزيده ، به حكم آنك پدرش : حسين بن على -

--> ( 1 ) . : ندارد . ( 2 ) . : و العجم .